(بی قراری)
آسیمه سرمنم،گمگشت این دیار
بی همره و غمین،در جستجوی یار
تاول به پایم و،خونابه بر رخم
رفت ازکفم دریغ،چهل سال آزگار!
شِکوه به که برم،کوجزتو همدمی؟
لمس تو کِی کند،انگشتِ بی قرار؟
راهی به
برچسب:
نویسنده: میلاد جعفری
تاريخ: شنبه
22 دی
1397 ساعت: 5:25